تبليغاتX
خنده ی گل >
دوست عزيز شما در ساعت وارد اين سايت شده ايد خيلي خوش اومدين
خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است وبه هر که دوستتر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است

تاريخ: پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 ساعت :10:32
        
تاريخ: سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت :11:0

 

ماه من ، غصه چرا ؟ آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت ، تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا !؟ تو مرا داری و من هر شب و روز ، آرزویم ، همه خوشبختی توست ماه من ! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند

ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،غرق شادی باشد ماه من......!!! غصه اگر هست ! بگو تا باشد معنی خوشبختی ، بودن اندوه است این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین ولی از یاد مبر، پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا !!!!؟


 

نوشته شده توسط آوین | |
تاريخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت :20:31
                            

 

عشق من روز عشق مبارک

 تا ابد عاشقتم

 

نوشته شده توسط آوین | |
تاريخ: پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت :21:32

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را

می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

محو توأم چنانکه ستاره به چشم صبح

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آنچنانکه درختان برای باد

یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل

یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی می آفریمت

چونانکه التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

نوشته شده توسط آوین | |
تاريخ: پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت :21:22
                                زندگی خوردن و خوابیدن نیست

 انتظار و هوس و دیدن ونادیدن نیست

 زندگی چون گل سرخیست

 پر از خوار و پر از عطرو پراز برگ لطیف

 یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خوار

 همه همسایه دیوار به دیوار همند

 

نوشته شده توسط آوین | |
تاريخ: چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت :18:0

عشق رویایی من

عشق عسلی من

با حضور تو دیگه زمستون معنایی نداره

تویی که بهار زندگی من هستی

روز ها پشت سر هم میگذرن تا من بدونم

زندگی فقط با تو معنا داره.

خوش به حال دلی که قبل از به هم رسیدن طعم

 دلتنگی رو چشیده باشه.

خوش به حال کسی که قبل از رسیدن به عشقش

 که مهربون ترین و نزدیک ترین فرد زنگیشه انسان های

 بد رو شناخته باشه تا با تموم وجود قدر عشقش رو بدونه.

من با تموم وجود قدرت رو میدونم

                   تا لحظه ای که نفس می کشم

 

(قشنگ تر از این ۱ بیتی هم وجود داره؟)

 

 

 

نوشته شده توسط آوین | |
فیلتر شکن قوی
تاريخ: چهارشنبه ششم آذر 1387 ساعت :17:35

**

*************************************************

*  * Filter Shekan *  ضد فیلتر دائمی و ضد هک *

*dostan az tarighe website zir mitavanid ye Filter shekane hamishegi faraham
konid.*
*http://www.e-golding.com* <http://www.e-golding.com/>*   *

**
* *

*  *

نوشته شده توسط آوین | |
عاشقانه ترین شعر
تاريخ: دوشنبه چهارم آذر 1387 ساعت :16:40

كاشكي مي مونديم

 

من و تو با هم مي مونيم خسته از شبهاي برفي

 

تو سكوت سرد پاييز مثل دو يار خيالي

 

زندگي رو با تو بودن واسه من خيال و رويا

 

تو شبهاي سرد پاييز من وتو مهمون برفا

 

كاشكي با هم ما مي مونديم من و تو، تو

 

 فصل بارون

 

تا ديگه تنها نباشيم توي غربت زمستون

 

كاشكي قاصدك برامون خبر از صفا بياره

 

كه تا آخر عمرمون رنگ غربت و نياره

 

نمي دونم چرا دوري واسه ما خيلي درازه

 

مثل شبهاي يلدا به بلندياش مي نازه

 

من و تو تنها كه نيستيم خدا با ما سر صلحه

 

مثل گلبرگهاي ياسي كه تو پاييز برگ مياره

 

آخ كه چه شبها با يادت مي رم تو رويا

 

كاشكي بودي و مي ديدي دل يه عاشق تنها

نوشته شده توسط آوین | |
بازگشت
تاريخ: سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت :10:30

دوباره باز خواهم گشت...

نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه...

ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...

و چشمان تو را با نور خواهم شست...

به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد...

رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد...

به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند...

نوشته شده توسط آوین | |
عشق
تاريخ: چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت :12:50
 

ای عشق شکسته ایم مشکن مارا

            این گونه به خاک ره میفکن ما را

                      ما در تو به چشم دوستی می بینیم

                                 ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

 

نوشته شده توسط آوین | |